الشيخ فاضل اللنكراني

21

اصول فقه شيعه (فارسى)

برخى ديگر نيز علّيت منحصره را از راه اطلاق ادات شرط يا اطلاق جملهء شرط استفاده مىكنند نه از راه وضع . تحقيق اين بحث را به زودى ارائه خواهيم كرد . حال ما بايد كلام مرحوم آخوند را بر اساس هريك از مبناى قدماء و متأخرين بررسى كنيم : بنا بر مبناى قدماء ، موصوفِ مفهوم ، نه عبارت از مدلول است و نه عبارت از دلالت . بلكه مفهوم ، يك حكم عقلى است . عقل وقتى قضيّهء « إن جاءك زيد فأكرمه » را ملاحظه مىكند و مىبيند كه جاعل اين حكم ، مولايى عاقل ، مريد ، متوجه و ملتفت است ، حكم مىكند كه مجىء زيد ، در وجوب اكرام دخالت دارد به‌گونه‌اى كه اگر مجىء نباشد ، وجوب اكرام هم نيست . بنابراين جملهء فوق داراى مفهوم است و اين نه ربطى به دلالت دارد و نه ربطى به مدلول . بلكه خصوصيات موجود در آمر ، عقل را به سوى اين معنا هدايت كرده است . لذا روى مبناى متقدّمين وجهى براى مطرح كردن اين مسئله وجود ندارد . امّا بنا بر مبناى متأخرين - مخصوصاً مبناى مرحوم آخوند - اگر ما از طريق وضع وارد شويم و بگوييم : « واضع ، ادات شرط را براى دلالت بر علّيت منحصره وضع كرده است » ناچاريم ملتزم شويم كه مفهوم عبارت از يك مدلول التزامى براى قضيّهء منطوقيه است . زيرا مدلول التزامى ، منحصر به باب مفردات نيست بلكه در باب جمل و قضايا هم جريان دارد . براى روشن شدن اينكه قضايا هم گاهى مدلول التزامى دارند ، قبل از اينكه جملهء شرطيه را مورد بحث قرار دهيم ، فرض مىكنيم مولا در كلام خودش ادات شرط را به كار نبرده باشد بلكه گفته باشد : « العلّة المنحصرة لوجوب إكرام زيد عبارة عن مجيئه » . در اين صورت لازمهء علّيت منحصره اين است كه با نبودن آن علّت ، معلول هم تحقّق پيدا نكند و اين همان مدلول التزامى براى جملهء مذكور است . اگر ادات شرط هم - به حسب وضع واضع - براى عليّت منحصره وضع شده باشند